یکشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۵

دیدگاههای اکبر گنجی در مصاحبه اش با صدای آمریکا وصدای آلمان

در این مصاحبه ویدیو تلفنی اکبر گنجی از گذشته خود ، اعتقادات فعلی اش ،اصل پذیرش یکدیگر در عین داشتن اختلاف و همینطور مبارزه منفی اما به دور از خشونت که در آفریقا ی جنوبی به نتیجه رسید با محور قرار دادن جنایتکار را ببخش اما او و جنایتش را فراموش نکن و... صحبت می کند و پاسخگوی سوالات تلفنی شنوندگان و بینندگان از داخل و خارج از کشور می شود هر چند به نظر می رسد بعضی از پاسخ ها کامل نیست اما دیدگاه او در مورد مبارزه واسلا هاول درچک ، ماندلا در آفریقای جنوبی ، گاندی در هند که تاثیر عمیق تر و گسترده تری در کسب دموکراسی در دراز مدت نسبت به روشهای دیگر داشته اندقابل تامل است
نشانی اصلی مصاحبه را که با ریل پلیر یا مدیا پلیر با سرعتهای متفاوت می شود دریافت کرد را از بخش برنامه های تلویزیونی و سپس از قسمت میز گردی با شما در سایت صدای آمریکا در تاریخ ۲۸/۳/۸۵ دریافت کنید
همینطور از سایت صدای آلمان بصورت متن و فایل صوتی از اینجـا دریافت کنید
پ.ن: لینکهایی که برای گوش کردن مصاحبه گنجی با صدای آمریکا گذاشته بودم به دلیل تغییر هفتگی برنامه های صدای آمریکا از دیروز قابل دسترسی نیست به همین علت لینکها را حذف می کنم !ـ

چهارشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۵

تظاهرات ضد بوش در وین

توضیحات تکمیلی را از وبلاگ خودمونی بخوانید

سه‌شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۵

شریعتی پس از سه دهه از مرگش هنوز زنده است !ـ

ـ اگر پیاده هم شده سفر کن ، در ماندن می پوسی ، هجرت کلمه بزرگی در تاریخ " شدن" انسان ها و تمدن ها ست ....ـ
جمله بالا بخشی از وصیت نامه دکترعلی شریعتی وخطاب او به پسرش احسان است ، علی شریعتی اگر زنده بود این روزها تولد هفتادو سه سالگی اش را جشن می گرفتیم ، دکتر علی شریعتی در سال 1312 خورشیدی در روستای کاهک مزینان از توابع سبزوار چشم به جهان گشود و در خانواده ای سنتی ـ مذهبی پرورش یافت ، پدر او استاد محمد تقی شریعتی بود که لباس روحانیت را کنار گذاشته بود و کسوت معلمی را برگزیده بود ودر همین راستا مدتی هم دردانشگاه مشهد تدریس نمود، استاد محمد تقی شریعتی همواره سعی داشت تا دین را از خرافه ها بپراید و نسل جدید را به اسلامی عقلانی دعوت نماید بر همین اساس در سال 1324ـ کانون نشرحقایق اسلامی را در مشهد بنیان نهاد که حدود سه دهه فعالیت این کانون ادامه داشت ، بر این اساس گفته می شود که علی شریعتی بسیار تحت تاثیر آموزه های پدر و فعالیتهای این کانون بوده است پسرش احسان شریعتی تاکید دارد که علاوه بر اینها پدرش شیفته دو شخصیت آنزمان نیز بوده است اول مرحوم نخشب که نهضت خداپرستان سوسیالیسم را بنیان نهاد و دوم دکتر مصدق رهبر نهضت ملی، علي شريعتي جوان با چنین فضایی و پشتوانه فکری که داشت پس از اینکه شاگرد اول اولین دوره ادبیات دانشگاه مشهد شد با بورس دانشگاه مشهد برای ادامه تحصیل راهی كشور فرانسه شد ، در اروپا نیز دغدغه های ذهنی و فعالیتهای سیاسی خود را پی گیری کرد و پایه گذار نهضت آزادی در خارج ازکشور شد ، بر خلاف آنچه تا کنون گفته شده است دکتر شریعتی فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی یا تاریخ نبوده است ، بلکه چون بورس دانشگاه مشهد در رشته ادبیات بوده است چاره ای جز ادامه تحصیل در این رشته را نداشته ، اما در انیستیتو های جامعه شناسی و فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه مباحث مورد علاقه خود را پی گیری نموده و سرآن کلاس ها حضور پیدا می کرده است
تا سال 1343 که فارغ التحصیل شد و به یک باز اندیشی دینی رسید ، در اوج مبارزات مسلحانه والگوشدن انقلاب الجزایردر آن زمان براي تمام انقلابيون او به نتیجه اي معكوس رسید و آن اينكه با فعالیتهای پر التهاب سیاسی و مبارزات مسلحانه نمی توان به یک نتیجه عمیق و ماندگار رسید، بلکه باید به انقلاب فکری و یا بعبارتی انقلاب در مفاهیم مذهبی دست زد ، هر چند پس از بازگشت از فرانسه بلافاصله دستگیر شد اما پس از مدتی آزاد شد و به تدریس تاریخ در دانشگاه مشهد مشغول شد ، به گفته ریاست وقت دانشگاه مشهد مشکل همیشه این بود که دکتر سر هر کلاسی مباحث مورد علاقه خود و دانشجویان را مطرح میکرد بعنوان مثال سر کلاس تاریخ اروپا بعد از یک ربع از توضیح های مربوط به تاریخ اروپا می رسید به وفات پیامبر و اینکه اصحاب جمع شدند تا جانشینی تعیین کنند ! در واقع دانشگاه ابزار کار او شده بود و اصولا هدف تدریس و استادی در دانشگاه نبود ، در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه او به تهران منتقل شد و توانست سخنرانیهای مشهور خود را در حسینیه ارشاد شروع کند ، اولین سخنرانی او با نام متد ارایه شد که چگونگی تبلیغ دین و مذهب را با نگاهی دیگر ارایه مي نمود! این موضوع اولیه براي سخنراني و انتقال ناگهانی او از مشهد به تهران بعد ها این سوال را به اذهان بعضی محققان متبادر نمود که آیا او با همکاری رژیم، امکان سخنرانی در حسینیه ارشاد را پیدا کرد و یا خوشبینانه تر اینکه آیا رژیم با هدف خاصی چنین فضایی را برای او فراهم نمود؟ـ
احسان شریعتی دومین احتمال را با توجه به جناحهای متفاوت حاکم بر ساواک و رژیم پهلوی قابل بررسی می داند! احسان شریعتی اشاره می کند که بعضی از جناح ها در رژیم پهلوی بدنبال این بودند که ذهنیت جوانان را از فعالیتهای مسلحانه دور کنند و همینطورفضای ذهنی جوانان را از ایدولوژی مارکسیسمی ـ کمونیستی نيز دور نگاه دارند و سخنرانیهای پرشور شریعتی این امکان را می توانست ایجاد کند، اما محقق دیگری پا را از این هم فراتر نهاده است و می گوید در فضا دادن به شریعتی نه تنها دوری جوانان از فعالیتهای مسلحانه و ایدولوژی مارکسیستی مد نظر رژیم بوده است بلکه تضعیف روحانیت و به پایین کشیدن پرچم روحانیت در فعالیتهای مذهبی نیز مورد توجه بوده است ، كه واقعيتهاي آنزمان نشان مي دهد شريعتي واقعا در جذب جوانان به اسلام آنهم اسلام عقلايي ، همان كه روياي پدرش بود گوي سبقت را از روحانيون ومبلغان اسلام سنتي ربوده بود! و شاید به همین دلیل بود که اغلب آیت الله های آنزمان( و حتی بعد از انقلاب ) با فعالیتهای و کتابهای شریعتی مخالفت می کردند که در این راستا هشدار آیت الله میلانی بعد از سخنرانی و چاپ کتاب فاطمه فاطمه است به رژیم پهلوي که فعالیتهای شریعتی را محدود کند بسيار نمود پيدا كرد، مخالفتهاي پيدا و پنهان آيت الله خميني قبل و بعد از انقلاب نيزبا شريعتي در همين راستا مي توانست باشد
اما احسان شریعتی تاکید دارد که هیج سند و مدرک معتبری برای پشت پرده بودن ساواک در اين ماجراها به معنای واقعی آن وجود ندارد و این مباحث تنها درحد فرضیه است و نه بیشتر، البته به جز این اشاره احسان واقعیت اینست که در آبانماه سال 1351 ـ حسینیه ارشاد توسط رزيم بسته شد و چند ماه بعد نیز دکتر روانه زندان شد و این خود حاکی از آنست که دکتر و سخنرانیهایش در راستای اهداف رژیم پهلوي نبوده است ، چراکه اورا تا نوروز پنجاه وچهار در زندان نگاه داشتند و بعد از آزادی از زندان نیز در واقع در خانه خود محبوس گردید بشکلی که اجازه رفت و آمد نداشت ، تا اینکه در اردیبهشت 1356 به قول خود از آن زندان سکندر گریخت و نخست به بلژیک و سپس به انگلستان رفت که شايد خود نمي دانست دارد روزهای آخر عمر خود را طی می کند او در روز 29 خرداد 1356 در سن چهل و چهار سالگی با بیش از 25 کتاب و چندین کتاب و کار تحقیقی ناتمام جان به جان آفرین تسلیم کرد، هرچند مرگ زود هنگام او و چگونگی آن همچنان در هاله ای از ابهام باقی مانده است
پس از مرگ با نظر خانواده اش پیکرش به دمشق و در آرامگاه حضرت زینب به خاک سپرده شد تا به آرامشی ابدی دست یابد عليرغم آنكه نفوذ افکار و اندیشه های او آرامش یافتنی نبوده و نیست و همچنان نیز افکارش زنده است واز همین روست که حتی پس از انقلاب پنجاه و هفت و تغییر رژیم نيز هنوز برای انتقال پیکر او با ایران موافقت نشده است!؟ـ
منابع و ماخذ
سایر سایتهای مرتبط

چهارشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۵

بگذار بگویم کجا بوده ام !ـ

به تازگی انتشارات دانشگاه آرکانزاس در آمریکا مجموعه ای از نوشته های زنان ایرانی ـ آمریکایی را با عنوان بگذاربگویم کجا بوده ام ! منتشر کرده است ، این کتاب را خانم پرسیس کریم استاد آمریکایی ـ فرانسوی ـ ایرانی زبان انگلیسی و ادبیات تطبیقی در دانشگاه ایالتی سن خوزه ویراستاری کرده است و بطوریکه خود می گوید نقطه اشتراک مطالب این کتاب به جز زن بودن نویسنده ها پرداختن به هویت دور بودن از سرزمین مادری و هر آنچه که امروز این نسل تازه ادبی به آن فکر می کند است ، پرسیس کریم پیش از این نیز کتاب دنیای ما بین که مجموعه ای از اشعار ، مقالات و داستانهای کوتاه نویسندگان ایرانی ـ آمریکایی بود را در سال 1999ـ جمع آوری و منتشر کرده بود ، در کتاب بگذار بگویم کجا بوده ام بیش از یکصد اثر از نویسندگانی که بعضی شناخته شده و بعضی کمتر آشنا هستند جمع آوری شده ، از رویا حکاکیان ، مهری یلفانی ، آزاده معاونی تا الهام قیتان چی و نیکا خانجانی و خود پرسیس کریم آثاری به چشم می خورد
در ادامه مصاحبه ای که صمد صارمی با ایشان انجام داده است را می توانید بخوانید : ـ
ـ موضوعاتی که در این کتاب به آنها پرداخته اید شامل چه مواردی می باشند ؟ ـ
این مجموعه حول محور شش موضوع شکل گرفته است ، قصه های خانگی ، برای سنت ، مسولیت زنان ، محورهای شیطانی ، فراسو و داستانهای نا گفته ، مباحث این بخشها همگی مربوط به مهاجرت ، تبعید ، میان فرهنگی بودن ،احساسات پنهان نسبت به خانه ای نا آشنا و روبرویی با این سوال که ایرانی خارج از کشور چه نوع ایرانی است می باشد
ـ چرا فقط زنان نویسنده را انتخاب کرده اید ؟ ـ
برای زنان خارج از ایران در نسل جدید تحولی مشابه با نویسندگان زن داخل کشور اتفاق افتاده بهمراه رشد فزاینده آثار چاپ شده توسط زنان ایرانی خارج از کشور، علاقمند شدم این نیاز و اشتیاق را در مجموعه ای چاپ کنم که فرصت بیان بدون سانسور را برای این نوشته ها فراهم کنم ...ـ
ـ معیار انتخاب شما برای این آثار چه بوده است ؟ ـ
اولین معیارگرد آوری مجموعه ای از نوشته های متفاوت از هم بود و همینطور کنار هم قرار دادن نویسندگان با تجربه و کم تجربه ، جوانتر و مسن تر ، تا شاید به این وسیله نمونه ای از فرهنگ ایرانیان خارج از کشور قابل لمس شود ، البته اعتبار ادبی نوشته ها هم بسیار مهم بوده است و نوع پرداختن به موضوعاتی که اغلب تابوهای فرهنگی می باشند
ـ تاثیر انگلیسی زبان بودن این مجموعه را چگونه می بینید ؟ ـ
هدف واقعی این بود که خوانندگان انگلیس زبان هم بتوانند جایگاه ما را درک کنند و یک شکل نبودن ما را متوجه شوند .... ـ
ـ هویت در این مجموعه چه معنایی دارد ؟ ـ
پرداختن به شکل این هویت خیلی برای من اهمیت نداشته و ندارد اما برای من مهم است که ما با این هویت دست و پنجه نرم می کنیم و کار می کنیم و زندگی می کنیم ، شاید این مجموعه به ایستا نبودن فرهنگ ایرانی هم اشاره ای دارد واینکه به سبب ارتباطات جهانی که پیدا کرده ، رشد می کند و تاثیر می پذیرد و مهمتر از همه اینکه امکان انتخاب را ایجاد می کند و اینکه ما می توانیم بخشهایی را که می خواهیم از فرهنگ هایی که در آن زندگی می کنیم را انتخاب کنیم ، ممکن است این موضوع برای بعضی خطرناک جلوه کند اما من شخصا به این تحول و روند آن علاقه مندم
***
کتاب بگذار بگویم کجا بوده ام را می توان به نوعی مهاجرت در زمان هم دانست ، کوچ جمعی ایرانیان خارج از کشور از زمانهای کودکی!!ـ
بخشهایی از نوشته لیلا ارباب شیرانی در این کتاب که بیانگر همین هجرت عام است به ترجمه صمد صارمی : ـ
فرا فلان ، پسـا آن ، نا همه ، فرو بهمان ، میان چیز ، نه اینها جایگاه من نیست ، چشمانم را می بندم و در خود کیفی میابم ...ـ، درون آن نخست شمعی را می گشایم ! گیجی ام را به گوشه ای و زمان را به کناری می نهم ! عینک لرزان نشسته بر صورت کودکی ام را به دست می گیرم و آنسوی عینک به تصویری می نگرم با موهای پریشان بازی و توپهای فوتبال ...ـ در زمینه مبهم آجر ، خرزهره و آسفالت ...ـ در متن انقلا ب !!ـ

سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۵

مهرورزی با یک تجمع مسالمت آمیز؟!!ـ

اساتید محترم این خواهران پلیس کلاهشون رو بگذارند بالاتر که خواهران پلیس امتحانشون رو خوب پس دادن
مهر ورزی خواهران پلیس با تجمع کنندگان دیروز

شنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۵

اطلاعیه فراخوان جمعي از فعالان جنبش زنان

تجمع مسالمت آمیز در اعتراض به قوانین زن ستیز
از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است.ما زنان در 22 خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است. بدين سبب امسال نيز در پيگيري قطعنامه 22 خرداد سال گذشته دوباره گرد هم خواهيم آمد و خواسته هاي مشخص خود را از جمله منع چندهمسري، لغو حق طلاق يکطرفه مرد، حق ولايت و حضانت بر فرزند توسط پدر و مادر به طور مشترک، تصويب حقوق برابر در ازدواج (مانند حق بدون قيد و شرط اشتغال و حق تابعيت مستقل زنان متاهل و...)، تغيير سن کيفري دختران به 18 سال، حق شهادت برابر، و لغو قانون قراردادهاي موقت كار و ديگر قوانين تبعيض آميز اعلام خواهيم کرد ‎از اين رو از همه شهرونداني که به نقض حقوق زنان در قوانين موجود اعتراض دارند مي خواهيم به گردهم آيي که به اين منظور در روز دوشنبه 22 خرداد هشتادوپنج ـ(ساعت 5 الي 6 بعدازظهر در ميدان هفت تیر)ـ برگزار می شود بپیوندند

سه‌شنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۵

فـقـط سه سال و چند ماه دیگه !ـ

دیروز وقتی داشتم از تله تکس وضعیت هوای امروز رو چک می کردم نگاهم به تاریخ بالای صفحه افتاد ، جاییکه نوشته شده بود 05.06.2005ـ و این یعنی امروز میشه 06.06.06 !!ـ یهـو یاد تاریخ 07.07.1377ـ افتادم !! روزی که دو تا قرار جداگانه داشتم ، بعدازظهر اون روز با بچه های هم دوره ای دانشگاه قرار داشتیم ، درس بعضی از بچه ها تموم شده بود و چندتایی هم ترم بعدی تموم می کردند ، تو آخرین کلاس مشترکمون من دوربین آوردمو کلی مسخره بازی درآوردیمو خاطره تعریف کردیم ، دوتا از استادا هم بعضی جاهاش کلی گپ دوستانه زدند، اما در واقع می شد گفت این آخرین قرار دسته جمعی خارج از دانشگاه بود ، پایین میدون ولیعصر نزدیک ایستگاه اتوبوسهای خط ولیعصر ـ راه آهن ، یک بستنی فروشی بود ، اونجا قرار داشتیم ، هرچند همه نیومدند اما روز به یاد موندیی شد ، هر کسی از برنامه احتمالی زندگیش چیزایی گفت و از همه مهمتر اینکه هیچ کس حوصله ادامه تحصیل در مقطع بعدی رو نداشت ! نفسمون رو به اندازه کافی توی این دوره گرفته بودند ، بچه خرخونه کلاسمون هم گفت ترجیح می ده یه سال استرحت کنه بعد واسه دکترا اقدام کنه ! یه تازه داماد داشتیمو یه تازه عروس کلی سر به سرشون گذاشتیم ، قرارشد ماهی یکبار دور هم جمع شیم از اونجاییکه بیشتر بچه ها شاغل بودند هماهنگی برای روزش و ساعتش خیلی مشکل بود اما به هر حال قرار تنظیم شد و گفتیم هر کس تونست بیاد ، هر چند اون قرار چند بار بیشتر تکرار نشد و عملا فراموش شد ! یه قرار دیگه هم گذاشتیم اونم این که در تاریخ 08.08.1388ـ دوباره همین جا دوره هم جمع شیم ! البته این که با این همه گرفتاری کسی اون قرار رو یادش بمونه و اینکه اصلا بتونه بیاد یا نه خودش سوال بزرگی بود ، تعدادی از بچه ها که همون موقع گقتند دارند آماده میشند واسه رفتن به خارج ، یکی کانادا ، اون یکی آمریکا و یکی هم کویت پیش یکی از دوستاش واسه کار! اما چه زود گذشت اینهمه سال یادمه یکی از خانمها گفت اوه حالا کو تا ده سال و یک ماه دیگه ! حالا فقط سه سال و چند ماه دیگه به اون قرار مونده !! چه سرعتی !!ـ
آخر شب هم با 3 تا از بچه های گروه ایرانشناسی قرارداشتم ، اونجا که جمعمون کوچیکتر بود و کلی به اصطلاح خودمون برنامه ریزی کردیم واسه قرار 08.08.1388ـ همون جا هم یک قرارداد دسته جمعی با کلی مسخره بازی امضا کردیم که ما یادمون نمی ره ! اما غافل از اینکه این سیب زندگی هزارو یک چرخ می خوره تا برسه زمین ، تازه اگر برسه زمین ! اینکه علیرغم همه برنامه ها و حتی اگر یادت مونده باشه بتونی بری سر قرار یا نه ، مسله همون سیبه و چرخ زدناشو ادا و اطوارای زندگیه که اصلا قابل پیش بینی نیست!!ـ

دوشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۵

اعـتقـادات مردم اتریش در مقایسه با مردم آلمان و لهستان

از زمانی که پاپ ژان پل دوم مرحوم کاربردی بودن نظریه تکامل را در سال 1996 مورد تایید ضمنی قرار داد، بنظر می رسید که تا حدی جدال بر سر نظریه تکامل (چارلزداروین که مورد تایید اکثر دانشمندان است ) و نظریه خلقت که توسط اکثر مذهبیون مورد تایید است ، تا حدی فروکش کند، اما با مطرح شدن مبحث آفرینش هوشمند که تاکید دارد ، زندگی و تکامل آن پیچیده تر از آن است که خود به خود به وجود آمده و تکامل پیدا کند بلکه بی تردید آفرینشی هوشمند درکنار این تکامل وجود داشته و دارد ، دوباره این جدال قدیمی بر سر این دو نظریه بالا گرفت که آخرین نمونه این درگیری ها را در بین طرفداران هر دو نظریه همین چند وقت پیش در سیستم آموزشی ایالات متحده شاهد بودیم
در راستای همین مباحث چندی پیش یکی از موسسات تحقیقاتی در اتریش دست به یک نظرسنجی گسترده در 3 کشور اتریش ، آلمان و لهستان زد که در آن از مصاحبه شوندگان خواسته شد تا موارد 18 گانه مطرح شده در پرسشنامه را خوانده و سپس به ترتیب اهمیت نسبت به اعتقادی که دارند آنها را درجه بندی نمایند
نتایج بدست آمده بسیار جالب و قابل تامل می باشد ، بعنوان مثال کمتر از نیمی از اتریشی ها به خدا اعتقاد دارند ، تنها دو پنجم از اتریشیها به زندگی پس از مرگ معتقدند و بیش از یک سوم مردم در اتریش به انفجار بزرگ و درصد بسیار کمی به آفرینش هوشمند اعتقاد دارند ، نتایج بدست آمده در کشور آلمان نشان می دهد که در اکثر موارد تفاوت معنی داری در اعتقادات آنها با اتریشی ها وجود ندارد اما نتایج حاصل از نظرسنجی در لهستان نشان می دهد که تفاوت ماهوی بین اعتقادات مردم این کشور با آلمان و اتریش وجود دارد ، بطوریکه در لهستان 94 درصد از پاسخ دهندگان ابراز داشته اند که به خدا اعتقاد دارند ، همینطور 84 درصد از لهستانیها به داستان تولد عیسی مسیح اعتقاد دارند و این در شرایطی است که در آلمان و اتریش این اعتقاد به ترتیب 14 و 22 درصد می باشد ، بعبارتی اکثریت قریب به اتفاق اتریشیها و آلمانیها به داستان تولد عیسی اعتقادی ندارند !ـ همین طور اکثر مردم اتریش و آلمان اعتقادی به بهشت و جهنم ندارند ولی در مقابل 84 درصد از لهستانیها به بهشت معتقدند
فراموش نکنیم که پاپ ژان پل دوم لهستانی بود و اخیرا پاپ جدید زودتر از موعد مقرر دستور داد تا روند قدیس شدن این پاپ لهستانی مورد بررسی قرارگیرد و در این راه تیم بررسی کننده باید بدنبال یک یا دو معجزه باشند تا بتوان پاپ مرحوم را قدیس نامید ! ـ
گزارش قدیس شدن احتمالی پاپ درگذشته را از می توانید ازاینــجــا بخوانید

سه‌شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۵

که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی ست

چند روزی ست که می خواهم مطلبی از حوادث اخیر ایران بنویسم ، اما نتوانستم به یک جمع بندی غیر تکراری برسم ، از کجا باید شروع می کردم که تکرار مکررات نباشد!!ـ
تا اینکه از بلاگ نیوز به وبلاگ پویا رسیدم ویکی از مطالب شاملو را در وبلاگ پویا بعد از مدتها دوباره پیدا کردم وآنرا چند ین بار دوره کردم و گوش کردم
چقـدر کوتاه و کامل گفته است شاملو : ـ
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی ست ، که حضور انسان آبادنی ست ،ـ
به نظرم رسید همه آنچه که می خواستم بنویسم را می توانم در همین جمله بالا از شاملو خلاصه کنم و اینکه چقدر این زندگی انسانی سخت دور از دسترس به نظر می رسد ، و اینکه تا چه حد این جاده ی آزادی در این زندگی مثلا انسانی ، پر پیچ و خم ، دشوار و نا هموارست!ـ
***
و اما مطلب آزادی از زنده یاد شاملو :ـ
آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، همچون گلوگاه پرنده ای ،ـ
هیچ کجا ، دیواری فروریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را ،ـ
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی ست ، که حضور انسان آبادانی ست
همچون زخمی همه عمر خونابه چکنده
همچون زخمی همه عمر به دردی خشک تپنده
به نعره ای چشم بر جهان گشوده
به نفرتی از خود شونده
غیاب بزرگ چنین بود
سرگذشت ویرانه چنین بود!!ـ
آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، کوچکترحتا ، از گلوگاه یکی پرنده!!ـ
***
دکلمه این متن را با صدای خود شاملو از وبلاگ پویا از اینجـا گوش کنید و البته همراه با تصویری از همین متن برروی تخته کلاس یکی از دانشگاه های ایران،چقدر دلم تنگه برای دانشگاههای خودمون !!ـ

چهارشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۵

آلمان ، کوی دانشگاه وحوالی عنبرآباد کرمان

اول ـ تنها حدود دو هفته به آغاز بازی های جام جهانی دوهزاروشش باقی مانده ! و این در شرایطی است که بعضی خبر ها نشان می دهد که حرکتهای نژادپرستانه در این کشور نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است ! شاید هم چون آلمان هم اکنون بیش از هر موقع دیگر زیرذره بین رسانه ها ست ، اینگونه خبرها بیشتر بُعد پیدا می کنند. اما بهر حال وقتی یکی از مسولین آلمانی اذعان می کند که بعضی از شهرها برای خارجیان چندان مناسب نیست ، و مسولین دیگر خیلی سریع و دستپاچه خبر را تکذیب می کنند! یعنی مسله می رود که جدی تر شود ! وقتی خبر کتک خوردن یک سیاه پوست تا حدی که پس از بستری در بیمارستان به کما میرود را از وبلاگ دوست عزیز از خود با خویش خواندم ، نا خودآگاه یاد همان شعر معروف که همین چند وقت پیش دست به دست توی پستهای الکترونیکی می چرخید افتادم ، شعری از نوجوان سیاه پوست آفریقایی، که گقته می شود کاندید شعر سال 2005 هم شده بود، برای دوستانی که هنوز این شعر رو نخواندند:ـ
وقتی من دنیا میآم ، سیاهم
وقتی بزرگ می شم ، سیاهم
وقتی زیر آفتابم ، سیاهم
وقتی میترسم ، سیاهم
وقتی مریضم ، سیاهم
وقتی مُردم هم ، هنوز ، من سیاهم !!ـ
اما تویی که سفیدی
وقتی دنیا میآی ، صورتی ای
وقتی بزرگ می شی ، سفیدی
وقتی زیر آفتابی ، قرمزی
وقتی یخ میزنی ، آبی ای
وقتی میترسی ، زردی
وقتی مریضی ، سبزی
وقتی میمیری ، خاکستری ای
انوقت تو به من میگی رنگین پوست !!؟؟ـ
دوم ـ کوی دانشگاه هم به دلیل بازنشته شدن زودتر از موعد چندین استاد ، دیشب به دست تعدادی ارازل و اوباش شلوغ شده بود !! پلیس هم کلی متانت در این ماجرا از خودش نشون داده !! موندم اینهمه اوباش تو دانشگاه چه غلطی می کنند؟ و اصلا به اینها چه ربطی داره که تعدادی استاد زودتر از موعد بازنشسته شدند!!ـ
سوم ـ خبرگزاری ایسنا دیروز خبر داد که حوالی عنبرآباد کرمان روستایی جدید کشف شده است !! كه مردم آن همانند انسانهای اولیه غارنشين و برهنه هستند و با برگ درخت تغذيه مي‌كنند، از خدا و پیغمبر و اسلام هم هیچ خبری نداشتند!! و هرگز در عمر خود وسيله نقليه نديده‌اند و از هيچ دارو و دكتري هم استفاده نکرده اند ، این خبر نشون میده که ما مردم ایران اصولا یه سوژه بالقوه خبر رسانی در سطح جهان هستیم ، نه تنها از نظر پیشرفته ترین تکنولژیهای بشری ، مثل قایق پرنده ، سریعترین اژدردنیا و همینطور غنی سازی اورانیوم ! بلکه از نظر سطوح زندگی بشری هم میتونیم خبر ساز بشیم !! ایرانیهایی که در غار زندگی می کنند ، و اصلا نمی دوننند وسیله نقلیه چیه ؟ وغذاشون هم مثل انسانهای اولیه است !!چه سوژه داغی !ـ
خداییش اگر ما ایرانیها نبودیم ، این جهان و این کره خاکی بدون ماها بی مزه نمی شد؟ـ

یکشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۵

من دیشب خیلی از خودم خجالت کشیدم

جاتون خالی دیشب همراه تعدادی از دوستان درمراسم چهارمین شب همیاری جامعه مستقل زنان ایرانی دراتریش بودیم هر چند برنامه با کمی تاخیر برگذار شد اما بسیار عالی بر گذار شد ، از معدود برنامه های ایرانی بود که می دیدم در عین سادگی و بدون تجملات دارای محتواست و وقتی آدم از جلسه خارج میشه حس خوبی داره و احساس نمی کنه که وقتش تلف شد !! تنوع برنامه ها و تنوع مجریان از نقاط قوت برنامه بود!ـ
اصل برنامه برای حمایت از پروژه فردوسی بود که در واقع حمایت از یک طرح آموزشیاری در روستا های ایران است ، در این پروژه در واقع جامعه مستقل زنان ایرانی در اتریش سعی میکنند با معرفی کانون توسعه فرهنگی کودکان که در سال 1373 توسط چند تن از دبیران آموزش و پرورش در تهران پایه گذاری شده است کمک های مادی و معنوی برای این کانون جمع آوری کنند ، از اهداف کانون توسعه فرهنگی کودکان میتوان به مواردی همچون توسعه و تقویت کتابخانه های روستایی ،کمک و آموزشیاری به کودکان و نوجوانانی که در کانون اصلاح و تربیت ( زندان نوجوانان زیر هیجده سال ) نگهداری می شوند ، برگزاری کارگاه های آموزشی در روستا ها و مناطق محروم کشور و اجرای طرح آموزش یاری بمعنای پرداخت هزینه تحصیلی به خانواده های روستایی که توان پرداخت هزینه تحصیل کودکان خود را ندارند، اشاره نمود
بر اساس محاسبه کارشناسان طرح آموزشیاری می توان تنها با روزی یک و نیم یورو صرفه جویی در هزینه ها، هزینه یک سال تحصیل یک کودک ایرانی در روستا ها را فراهم آورد که این رقم برای یکسال میشود 340 یورو ، از سال گذشته تا کنون جامعه مستقل زنان ایرانی در اتریش با همیاری افراد خیر توانسته است هزینه تحصیل یک سال 35 دانش آموز از دانش آموزان یک هنرستان کارو دانش بخش خُنگ از استان خراسان را تقبل کرده و پرداخت نماید، دوستان علاقمند می توانند به سایت جامعه مستقل زنان ایرانی در اتریش مراجعه کرده و با افراد مسول دراین زمینه ارتباط برقرار کرده و اطلاعات بیشتری کسب نمایند
امادرمورد برنامه دیشب که گفتم کلی هم متنوع بود یک توضیح مختصری بدهم ، برنامه های دیشب شامل اجرای موسیقی کلاسیک ویلن و فلوت توسط دانشجویان ایرانی و اتریشی دانشگاه هنر وین، اپرای تک نفره و دونفره خانم و آقای ملبا راموس و مارچلو بدونی که آنقدر عالی بود که همه را به وجد آورد و حضار با دست زدنهای متمادی در خواست اجرای مجدد آنرا کردند ، این تشویق و درخواست اجرای مجدد در مورد برنامه امیر کسرا زندیان و سپهر ستوده که تنبک و سنتور را همزمان با هم و فوق العاده عالی اجرا کردند نیز تکرار شد ، در بخشی از برنامه هم گروهی از کودکان ایرانی شعر های خود را به زبان فارسی و آلمانی خواندند ، در بین تمام برنامه ها مجریان متفاوتی توضیحاتی از فعالیتهای جامعه زنان ایرانی در اتریش ، فعالیتهای کانون توسعه فرهنگی کودکان در ایران و همینطور پروژه فردوسی، اول به زبان فارسی و سپس به زبان آلمانی ارایه می دادند، افراد فعال در برنامه ها و همینطورخود مجریان ترکیبی از جوانان ، افراد میانسال و مسن تر بودند ، وهمین موجب شده بود هم برنامه ها و هم مجریان ترکیبی از افراد حرفه ای وغیرحرفه ای باشند و علیرغم توپوق ها و اشتباهات کلامی بعضی ازمجریان به نظر من برنامه خیلی گرم ، صمیمی و البته منظم اجرا شد و از طرف دیگر چون اجرای کل برنامه دیشب با سازمادهی خوبی پیش می رفت یعنی هم در برنامه ها تنوع بود و هم وقتهای کوتاه استرحت و هم وقت خوراکی و بوفه درست زمان بندی شده بود و در انتها هم برنامه دی جی و رقص هم تدارک دیده شده بود تصور می کنم باعث شد همه سلیقه ها را راضی نماید
البته از نظر من تعداد قابل توجهی ایرانی ، با توجه به جمعیت ایرانیان مقیم وین در برنامه دیشب نبودند !! شاید تنها مشکل این برنامه روز اجرای آن بود چراکه دقیقا دیشب همزمان در شهرداری شهر وین برنامه خیریه ای بود که چهاردهمین سال برگزاری خود را پشت سر می گذاشت و برای حمایت از بیماران مبتلا به ایدز تدارک دیده شده بود که با حضور خانم شارون استون هنر پیشه معروف هالیوود و ریس بنیاد پژوهش ایدز در آمریکا و یکی از خوانندگان آمریکایی توانستند برای اولین بار بیش از یک میلیون یورو کمک نقدی جمع آوری کنند!! شاید بهتر بود برنامه دیشب با برنامه شهرداری که تبلیغات گسترده ای در مورد آن شده بود هم زمان نمی شد تا امکان بیشتری برای حضور ایرانیان فراهم میشد، از تبلیغات برنامه جامعه زنان ایرانی خبری ندارم که آیا مناسب بوده و آیا توانسته بوده اطلاع رسانی مناسبی انجام دهد یا خیر؟!! من که از طریق دوستان در خوابگاه مطلع شدم ، در هر صورت جا دارد که ازاین همه احساس انسانی و کمک های انسان دوستانه تقدیر به عمل بیاید و هر کدام از ما اگر امکان این نوع فعالیتها را نداریم ، حداقل در کنار و همراه این فعالیتها باشیم ، برای خیلی ها پرداخت هزینه های کلان و یا خرد جهت تفریح ، مسافرت ، خوراک ، حتی هزینه صحبتهای تلفنی و .... امریست لازم و غیر قابل چشم پوشی در صورتی که اگر تنها کمی از این مخارج جمع وجور تر شوند ! فقط به اندازه یک و نیم یورو در روز هزینه تحصیل کودک یا نوجوانی در روستایی از روستا های ایران تامین میشود، بیاییم این همه آسمون و ریسمون در مورد توسعه و رشد ایران نبافیم ، و به جای حرف و حدیث و تحلیل ، کمی و فقط کمی کار عملی انجام دهیم ! کاری که بنیادی باشد
اینکه در برنامه دیشب که مختص کمک به کودکان ایرانی بود، تعدادی اتریشی اعم از جوان و سالخورده ، علی رغم برنامه پر سر صدای شهرداری وین و حضور شارون استون در آن برای کمک به کودکان ایرانی دریک برنامه ایرانی حضور داشتند ، باعث شد تا من خیلی خیلی از خودم خجالت بکشم
پ.ن: با تشکر از رشید عزیز برای تذکری که داد در مورد هماهنگ نبودن ارقام بالا ، من بروشور پروژه فردوسی را دوباره خواندم رقم 340 یورو بر اساس برآورد ریالی انجام شده در ایران، یک رقم حدودی می باشد ، و از طرفی در بروشور اشاره ای هم به یک و نیم یورو نشده است ، این رقم یک و نیم یورو که در توضیحات یکی از مجریان برنامه ذکر شده بود با پی گیری که انجام دادم مشخص شد که ظاهرا اشتباه تایپی در متن ایشان بوده رقم صحیح حدود یک یورو بوده است

شنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۵

بی بی سی هم به جمع وبلاگستان فارسی پیوست

سایت بی بی سی در یک حرکت جدید وبلاگ فارسی زبان خود را بصورت تقریبا همزمان در کنار وبلاگهای عربی و اسپانیایی راه اندازی نمود ،استفاده از وبلاگ توسط بنگاه خبری معظمی همچون بی بی سی خود نشان از عمق نفوذ روز افزون وبلاگ در جوامع مختلف و همینطور نیاز به ارتباط نزدیکتر و کاربردی تر با مخاطبین است ! و شاید هم به همین دلیل امید فراستی یکی از نویسندگان وبلاگ فارسی بی بی سی در آخرین مطلب از مطالب سه گانه روز گذشته خود از خوانندگان برای چگونگی جذب مخاطبین بیشتر به صفحات داخلی سایت بی بی سی نظر خواهی کرده است !!ـ
ورود وبلاگ بی بی سی را به وبلاگستان فارسی تبریک گفته و برای دست اندکاران آن آرزوی موفقیت می کنم
وبلاگ فارسی بی بی سی را از اینجـــا بخوانید

دوشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۵

رویای حیاتی دیگر

حقیقت گرا نیز گـاه ، به رویا گرفتار می آید
رویای حیاتی دیگر ، حیاتی صلح آمیزتر
حیاتی که سرآغازشدن دارد
حیاتی دیگرگون شده !!ـ
ورویاهایی به مثابه حقیقت و قطراتی که سنگ را تواند سفت
***
وحقیقت گرا دیگر باره ، به واقعیت باز می آید ،ـ
به هـوشیواری ،ـ
تا رویا هایش را بشناسد،ـ
تا بتواند همچنان مسافر نیکبخت رویاها باشد !!ـ
برگرفته از مجموعه چیدن سپیده دم

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۵

شـــكوه تخت جمشـــيد( فيـلم )ـ

چند ماه پیش نمایشگاهی با عنوان هخامنشیان ، امپراتوری فراموش شده در موزه بریتانیا در لندن برگزار شد که قطعاتی از کاخ های پرسپولیس و تخت جمشید از سه موزه ؛ ایران باستان ، بریتانیا و لوور جمع آوری شده و برای اولین بار در کنار همدیگر قرار گرفتند ، که گفته می شود استقبال کم نظیري از این مجموعه به عمل آمد ، اما به جز این حرکت که برای اولین بار قطعاتی از پرسپولیس همدیگر را پس از سالها ملاقات کردند و در کنار هم نشستند ، یک حرکت اولین دیگری نیز همزمان با این مجموعه انجام شده بود و اینبار به همت چند کارشناس ایرانی در کانادا ، وآن اینکه برای نخستین بار منطقه پارسه و محوطه پرسپولیس بصورت فیلم و انیمیشن باز سازی شدند و حتی بر اساس تحقیقاتی که انجام شده بود در این بازسازی از رنگهای واقعی دوران ایران باستان استفاده گردید ، این فیلم حدود 40 دقیقه است و میتوان گفت شاهکاریست که حتی در دوران 50 سال حکومت پهلوی ها نیز به آن پرداخته نشد ، زمانی که با یک اشاره می توانستند با استفاده از هنرمندان بزرگ هالیوودی حداقل در مقابل فیلم اســکندر به اصطلاح بزرگ یک فیلم از داریوش و کوروش کبیر تهیه کنند ، و بجای شعار کوروش تو بخواب ما بیداریم و آن جشنهای دوهزاروپانصد ساله ، چند فیلم بزرگ از تاریخ ایران باستان بسازند تا هم کاری فرهنگی شده باشد و هم با استفاده از کارگردانها و بازیگران بزرگ هالیوود فیلمی عظیم و تاریخی را در تاریخ سینمای ايران و جهان ثبت کرده باشند ، اما دریغ !! که این کار انجام نشد تا ما همچنان جای خالی فیلمهای تاریخی از زمان ایران باستان را با تمام وجود حس کنیم ، اما بالاخره در این موقعیت به همت چند کارشناس و جوان ایرانی و با حداقل ها ی ممکن کاری بزرگ و قابل تقدیر انجام شد که با توضیح وتفسیر ایرانشناسان مهم در جهان بر روی این فیلم وارايه ساير اطلاعات وحوادث آن دوران اعتبار آن صد چندان شده است ، تصور مي كنم این فیلم بطور کامل برای اولین بار توسط سایت ایرانیان مقیم دانمارک بر روی اینترنت گذاشته شده است
،
فيلم شكوه تخت جمشيد را از اینجا در قسمت پايين صفحه سرفرصت ببینید و توضيحات فارسي از تخت جمشيد را از اينجا بخوانيد
با تشکر از منصور عزیز برای ارسال لینک فيلم شكوه تخت جمشيد

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۵

بخشی از اصول و مبانی علمی یک نظرسنجی

چند روز پیش خبری را در بلاگ نیوز با این عنوان ـ اصول نظر سنجی بر چه مبنایی علمی استوار است ـ خواندم که از وبلاگ پناهندگي نقل شده بود ، از آنجاییکه در زمینه تحقیقات علوم انسانی کمی مطالعه و کمی هم تجربه کاری دارم ، تصمیم گرفتم بصورت مختصر و ساده مبنای علمی تحقیقات علوم انسانی که نظر سنجی هم بخشی از آن محسوب می شود ، شرح دهم تا شاید به سوال و بعضی از اشکالات این دوست محترم که به جا هم بودند تا حدی پاسخ داده باشم
در مرحله اول باید به این نکته اشاره کنم که چرا محققان ناچارند تا برای بررسی یک موضوع از یک نمونه به جای بررسی کل جامعه استفاده کنند ، روشن است که بررسی نظرات کل جامعه هم هزینه زیادی را به دنبال دارد و هم زمان طولانی را می طلبد ، از طرفی بعد از بررسی تعداد مشخصی از جامعه آماری با توجه به توزیع نرمال ، در عمل ادامه تحقیق ، بعد این تعداد مشخص کاری بیهوده است چراکه نسبت نتایج بدست آمده تغییر معنی داری پیدا نکرده و این نسبت کم و بیش ثابت با قی می ماند ، از اینرو تنها در موارد جمع آوری اطلاعات ملی ، دولتها ناچارند تا اقدام به سرشماری کرده و تمام جامعه آماری مورد نظر را با مشخصات کامل بررسی نمایند ، بر این اساس استفاده از نمونه امری علمی و منطقی است. مراحل یک تحقیق علوم انسانی را می توان بصورت زیر خلاصه نمود :ـ
اول ـ تعیین هدف و یا تعریف دقیق مسله مورد نظر:ـ
این قسمت معمولا باید پس از چند جلسه مشترک تیم تحقیق و سازمان درخواست کننده تحقیق بصورت علمی با توجه به تک تک متغیرها مورد نظرتعیین و تدوین شوند
دوم ـ تعریف دقیق و کامل جامعه آماری بر اساس هدف یا اهداف تعیین شده :ـ
باید در نظر داشت گاهی اوقات می توان جوامع آماری مختلفی را برای رسیدن به یک هدف بررسی نمود بعنوان مثال برای اینکه میزان رضایت و یا عدم رضایت مصرف کنندگان محصول خانگی الف را تخمین بزنیم میتوانیم از نظرات جامعه تعمیرکاران آن محصول بعنوان کارشناسانی که با مصرف کنندگان آن محصول در تماس هستند استفاده نماییم و یا بطور مستقیم از خود جامعه مصرف کنندگان آن محصول نظرسنجی نماییم و یا اینکه هر دو جامعه را مورد بررسی قراردهیم ، بر این اساس تعیین هدف یا مسله و پس از آن تعریف جامعه آماری ، نقش سنگ بنای یک تحقیق را بازی می کند که اگر این سنگ کج گذاشته شود، رود تا ثریا دیوار کـج!ـ
سوم ـ تعیین حجم نمونه و چگونگی نمونه برداری :ـ
حجم نمونه در واقع سنگ دوم این بنا می باشد ، این عدد با استفاده از فرمولهای آماری و بر اساس متغییرهای مشخصی (که تعریف آن از حوصله این بحث خارج است) در فرمول متناسب با تحقیق گذاشته شده و حجم نمونه محاسبه می شود بعنوان مثال یکی از این متغییرها مشخص می کند که عدد نمونه ما با چه میزان خطا امکان تعمیم دادن نتایج به کل جامعه آماری را برای ما فراهم می کند و همچنین بر همین اساس باید مشخص شود که از کدامیک از جداول استاندارد توزیع احتمال استفاده خواهد شد باید اشاره کنم که این جداول استاندارد آماری درهمه تحقیقهای علمی در سراسر جهان استفاده می شوند، اما با محاسبه حجم نمونه و جمع آوری داده ها به اندازه نمونه امکان تعمیم نتایج به کل جامعه آماری وجود ندارد بعنوان مثال اگر حجم نمونه 1000 باشد و ما 1000 نفر از مصرف کنندگان همان محصول خانگی الف را تنها در مناطق شمالی تهران مورد نظر سنجی قرار دهیم ، نمی توانیم نتایج را به کل جامعه آماری مصرف کنندگان آن محصول در کل تهران تعمیم دهیم ، بنابراین چگونگی پراکنده نمودن حجم نمونه در کل جامعه آماری خود مبحثی مهم و گاه پیچیده است که خطای احتمالی در آن می تواند نتایج را کلا زیر سوال ببرد! پس باید توجه داشت پس از تعیین حجم نمونه، انتخاب یک روش نمونه برداری مناسب خود امری کلیدی در تحقیق می باشد
چهارم ـ طراحی پرسشنامه ( البته این مرحله لزوما پس از مرحله سوم اجرا نمی شود)ـ
سبک و ادبیات طرح سوالات می تواند نتایج را کاملا تغییر دهد، بعنوان مثال چندی پیش در آمریکا نظر سنجی صورت گرفت با این سوال ، آیا با هدف صرفه جویی در مصرف بنزین با افزایش تدریجی بهای آن از پنج سنت تا پنجاه سنت موافقید؟ 65 درصد از پاسخ ها منفی بود اما مدتی بعد نظر سنجی دیگری صورت گرفت با این سوال ، آیا بهتر است مردم آمریکا مجبور باشند به نفت و بنزین کشورهای خارجی وابسته باشند یا با افزایش تدریجی بهای بنزین مصرف آن را محدود تر کرد ، شما بعنوان یک آمریکایی کدام را ترجیح می دهید؟ این بار 71 درصد از پاسخگوها با افزایش تدریجی بهای بنزین موافقت کرده بودند!!بر این اساس طراحی پرسشنامه امریست که متخصصان خود را دارد و تنها پژوهشگران حرفه ای می توانند ابعاد مختلف یک سوال را ارزیابی کنند و یک سوال را بصورت خنثی و در راستای اهدف پروژه طراحی نمایند ، از طرفی معمولا برای سوال های کلیدی سوال دیگری به شکل دیگری در داخل پرسشنامه گنجانده می شود تا از دریافت بدون انحراف پاسخ صحیح اطمینان حاصل شود ، و نکته مهمتر بعدی اینست که پرسشنامه باید از نظر روایی و اعتبار مورد سنجش قرار گیرد روایی پرسشنامه با بررسی کارشناسان فنی آن مبحت و همینطور اساتید روش تحقیق مورد سنجش و بررسی قرار می گیرد و اعتبار پرسشنامه هم باید با آزمون های آماری مشخصی مورد سنجش قرار بگیرد که تفسیر این آزمونها نیز مفصل تر از مبحث ما در این مطلب خلاصه شده است ، اما بعنوان نمونه ذکر می کنم که در این حوزه متغییرها و سوال ها تفکیک شده و با توجه به اهمیت هر متغییر ، توان هرسوال برای پوشش دادن اهداف پژوهش مورد سنجش قرار می گیرد یک مثال ساده اینکه در هیچ سوالی نباید دو متغییر همزمان مورد پرسش قرار گیرد امری که در پرسشنامه اخیربي بي سي در سوال پنجم مورد توجه قرار نگرفته و اینگونه سوال شده است
آيا رسانه ها از حق آزادی بيان به درستی استفاده می کنند و با توجه به برخورداری از اين حق، آيا به فرهنگ و مذاهب مختلف احترام می گذارند؟
همانطور که مشاهده می شود دو فاکتور مختلف در یک سوال گنجانده شده است اول ـ استفاده یا عدم استفاده از حق آزادی بیان و دوم ـ احترام و یا عدم احترام به فرهنگ و مذاهب مختلف ، بنابراین این سوال اشکال تکنیکی داشته و از هم اکنون مشخص است که پاسخ های داده شده به این سوال مخدوش خواهند شد
پس از جمع آوری داده ها نوبت به چگونگی دسته بندی آنها و چگونگی تجزیه و تحلیل آنها می رسد که خود مبحثی مفصل تر از همه موارد فوق است ، تمام مرحلی که تا اینجا بطور خلاصه بیان شدند مربوط به روشهای کمی در جمع آوری اطلاعات بودند روش های دیگر نیز وجود دارد که به آنها روشهای کیفی می گویند
بر اساس توضیحات بالا نظر سنجی امریست سهل و ممتنع ! سهل ازاین جهت که کل پروژه پژوهشی به ظاهر یک پرسشنامه است که پس از جمع آوری داده ها با این پرسشنامه ، با چند نرم افزارگرافیکی می توان نمودارهای زیبا و رنگی از نتایج ارایه داد ! اما ممتنع ازاین نظر که از مرحله تعریف هدف ، تعیین نمونه ، نمونه برداری ، طراحی پرسشنامه ، کدگذاری داده ها تا تجزیه و تحلیل اطلاعات باید از روشهای علمی مدونی استفاده نمود که بی توجهی به آنها در هر مرحله می تواند نتایج کل تحقیق را مخدوش و یا کلا بی اعتبار نماید که طی این مراحل تنها با تیمی خبره همراه با پژوهشگرانی علمی حرفه ای از رشته های مختلف امکان پذیر خواهد بود، در پایان لازم است به این نکته هم اشاره داشته باشم که نظرسنجی های اینترنتی دارای مزایا و معایبی هستند، اما آنچه با قطعیت می توان گقت اینست که به هیچ وجه نمی توانند دارای دقت و اعتبار پژوهشهای میدانی باشند
Free counter and web stats