‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۸

ندای سهراب

دوشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۷

تحلیلی بر جشنواره فرهنگی ـ هنری هنارت در وین

سال تحصیلی ۶۸۔ ۶۷ تازه شروع شده بود و جنگ به تازگی تموم شده بود، سال سوم دبیرستان خوارزمی روبروی دانشگاه تهران یا شهید مفتح فعلی بودم، دبیرستان ما از یک طرف بدلیل نزدیک بودن به میدان انقلاب و همینطور دانشگاه تهران و از طرف دیگر نزدیک بودن به دفاتر دو اتحادیه مهم آنزمان یعنی اتحادیه دانش آموزان و اتحادیه دانشجویان و یا همان دفتر تحکیم وحدت اغلب بیش از سایر دبیرستانها شاهد موضع گیری‌ها و اختلاف‌های اداری و سیاسی مدیران دبیرستان (که هر سال عوض می‌شدند)ـ در مقابل مربی تربیتی و یا انجمن اسلامی قدیمی و کهنه کار مدرسه بود و از آنجاییکه که در خیلی از این موارد این موضع‌گیری‌های متفاوت از تریبون مدرسه هنگام برنامه صبحگاهی توسط مدیر دبیرستان، مربی تربیتی و یا مدیر انجمن اسلامی مطرح می‌شد خود به خود این مباحث به کلاس‌ها نیز کشیده می‌شد و همواره این مسایل بحث داغ بعضی از بچه‌ها ازجناح‌های مختلف بود، گاهی اوقات این بحث‌ها خیلی جدی شده و به جدل هم تبدیل می‌شد موضوع داغ چگونگی اتمام جنگ و سخنرانی‌های متفاوت صبحگاهی نیز در همین رابطه به بحث‌های قبل کلاس شدت بیشری داده بود، یکبار داد و بیداد دوتا از بچه‌ها بالا رفته بود که معلم زمین شنا‌سی زودتر از موعد مقرر وارد کلاس شد و برای چند ثانیه‌ایی شاهد این داد و بیداد‌ها شد।
" آقای ناظمی از اساتید قدیمی و به نام زمین شناسی بود،علاوه بر این گفته می‌شد او از سهام‌داران دبیرستان ما یعنی خوارزمی پیش از انقلاب بوده که بعد از انقلاب دولتی اعلام شده و یکسال پیش از این نیز به اجبار نام مدرسه از خوارزمی به شهید مفتح تغییر داده شده بود। او سخت جدی و به تبع نامش سخت منظم بود و اغلب در اظهار نظرات کوتاهش رک و صریح "ـ
بعد از سکوت چند ثانیه‌ایی که بر کلاس حاکم شده بود آقای ناظمی گفت:ـ
شماها که اینجوری به جون هم افتادید چقدر تارخ مملکتتون رو خوندید؟ـ فکر می‌کنید انقلاب و جنگ کم توی این مملکت اتفاق افتاده؟ـ هزارتا انقلاب و جنگ دیگه هم که شروع بشه و تموم بشه تاثیری نداره، این مملکت کار فرهنگی نیاز داره، شماها خودتون رو درگیر این جریانات نکنید و بازیچه نشید، ما فقر فرهنگی داریم، کار موندگار کار اجتماعی ـ فرهنگی و بس!ـ
چون آقای ناظمی هیچ وقت حرفی خارج از چهارچوب کلاس نمی‌زد این صحبت کوتاه خیلی تاثیرگذار بود، اولین بار بود که واژه فقر فرهنگی رو می‌شنیدم!ـ
این که فقر فرهنگی یعنی چه و چه ابعادی می‌تواند داشته باشد خود موضوعی است جداگانه، اما آنچه مسلم است عدم ارتباط سازنده با فرهنگ‌های دیگر بخصوص فرهنگ‌هایی خارج از چهارچوب فرهنگی خودمان این فقر را گسترده‌تر کرده و نداشتن ارتباط و عدم انتقال تجربیات فرهنگی از سایر فرهنگ‌ها، این فقر فرهنگی را در فضایی بسته عمیق‌تر و عمیق‌تر می‌نماید
مدتی بود که قصد داشتم از برگزاری اولین جشنواره هنری "هنارت" در وین بنویسم و اینکه این جشنواره و احتمالا جشنواره‌های مشابه آن هستند که کار فرهنگی ماندگار و تاثیرگذار نامیده‌ می‌شوند
سالهای بسیار است که هنرمندان ایرانی به خارج از کشور سفر کرده و برنامه و کنسرت‌های ویژه خود را برگزار می‌کنند و این خود فرصتی است برای آشنایی سایر ملل با فرهنگ و هنر ایران زمین و آشنایی هنرمندان با فضایی خارج از فضای فرهنگی خودمان، اما این آشنایی در عین حال که لازم بوده و هست شاید بتوان گفت کافی نبوده و نیست، چراکه نوع اجرای این برنامه‌ها اغلب یک سویه می‌باشد بطوریکه تعدادی از هنرمندان برجسته ایرانی می‌آیند و برنامه‌ایی اجرا می‌کنند و علاقه‌مندان ایرانی و خارجی هم از این اجراهای موفق لذت می‌برند و آنگاه همه چیز تمام می شود اما خود هنرمندان ارتباط موثری با هنرمندان کشور میزبان یا سایر هنرمندان از سایر کشورها پیدا نمی‌کنند اگر هم ارتباطی ایجاد شود چندان ماندگار نمی‌تواند باشد چراکه سبک اجرای اینگونه برنامه‌ها گنجایش بیشتری نداشته و ندارند!ـ
اما جشنواره "هنارت" که به تازگی در وین برگزار شد این سنت دیرینه را شکسته و موجب ایجاد ارتباط بین هنرمندان ایرانی و خارجی گردید، بطوریکه اغلب از مدتی پیش برای اجرای برنامه مشترک خودشان با یکدیگر به گفتگو و تبادل نظر، هنر و تجربه پرداختند تا در کنار هم در روز جشنواره برنامه مشترک و گروهی اجرا کنند و این خود یعنی خارج شدن موثر و سازنده از یک فضای بسته!ـ
همانطور که در سایت اینترنتی این جشنواره اشاره شده است جشنواره فرهنگی ـ هنری "هنارت" فرصتی ایجاد خواهد کرد تا هنرمندان ایرانی و اروپایی در شاخه‌ها و زمینه‌های مختلف در فضایی فرهنگی ـ هنری، به گفتگو و تبادل هنر بنشینند। ‌این جشنواره از این پس سالی یکبار در شهر وین برگزار خواهد شد تا محلی برای تلاقی هنر هنرمندان ایرانی با سایر هنرمندان از ملل مختلف جهان باشد بطوریکه امسال این جشنواره‌ی دو روزه به هنرمندان ایرانی و اتریشی اختصاص پیدا کرده بود که در حال حاضر در زمینه های گوناگون هنری فعالیتی پویا و زنده دارند، اما این برنامه ادامه پیدا کرده و بر همین اساس در سال‌های آینده هنرمندان ایرانی با هنرمندان کشوری دیگر در زمینه‌هایی مانند موسیقی کلاسیک، موسیقی سنتی، موسیقی معاصر، مجسمه سازی، نقاشی، عکاسی، گرافیک وسایر زمینه‌های هنری برنامه مشترک اجرا خواهند کرد.
این جشنواره و ویژگی جدید آن از چشم دوربین‌های تلویزیون ملی اتریش نیز پنهان نماند و چندی پیش گزارشی مفصل از خود جشنواره و فعالیتهای بنیان‌گذار جوان آن یعنی آقای فرید ادریسیان تهیه و پخش نمود، همانطور که اشاره می‌‌شود این جشنواره بدون هیچگونه گرایش سیاسی و یا مذهبی پایه‌گذاری شده و هدف خود را بر روی تبادل هنر متمرکز کرده است و این نکته نیز خود می‌تواند ماندگاری این حرکت فرهنگی را عمیق‌تر نماید
به امید رشد و بالندگی هر چه بیشتر فرهنگ ایران و ایران زمین که مطمئنا این مهم بدون ارتباط موثر و سازنده با سایر ملل و فرهنگ‌ها قابل تصور نمی‌باشد! بخشی از این برنامه تلویزیونی بر روی سایت یوتیوپ گذاشته شده که دوستانی که آلمانی بدانند از آن لذت بیشتری خواهند برد
پ.ن:ـ دوستان و هنرمندان علاقه‌مند برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا یعنی سایت جشنواره هنارت مراجعه نمایند

سه‌شنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۷

ما که مرد نیستیم خانم

کاری از شاهین نجفی تقدیم شده به جنبش زنان ایران
">

یکشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۶

رپ و موسیقی سنتی !ـ

یکشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۵

یادداشتی از زنده یاد بابک بیات

بابک بیات از آهنگسازان برجسته ایران که مدتی را در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ایران مهر به سر می برد، به دلیل نارسایی کبد، امروز در سن شصت سالگی از بین ما رفت

یادداشت زیر از سایت طلایه دار برداشت و خلاصه شده که بابک بیات از شروع کار خود و چگونگی همکاریش با ایرج جنتی عطایی و سایر هنرمندان آن زمان که از آنها آموخته، نوشته است : ـ

سایت طلایه دار را از اینجـا و سایت رسمی آقای ایرج جنتی عطایی را نیز از اینجـــا ببینید

***

به گذشته‌ی مملکت خود که نگاه می‌کنیم، شاعران هم شاعر بوده‌اند و هم ملودی ساز، برای گفته‌ام مثالی می‌آورم رودکی یا مولوی هر دو موسیقی در اشعارشان جریان داشت به این دلیل که شعر تنها نمی‌توانست اثری را داشته باشد که وقتی با موسیقی همراه است دارد، پیش که برویم در دوران تسلط حکام مذهبی شعر به تنهایی اظهار وجود می‌کند تا زمانی که به اشعار میهنی عارف می‌رسیم قبل از دهه‌ی من و ایرج ، به "قصه‌ی وفا" می‌توانم اشاره کنم که در میان مردم از استقبال زیادی برخوردار شد دهه‌ی پنجاه با آهنگ‌های عاشقانه شروع شد و بعد از آن ایرج با ترانه‌های اجتماعی‌اش باب جدیدی را در هنر ترانه‌سرایی آغاز کرد. وقتی به ترانه‌ی جنگل می‌رسیم :ـ

پشت سر، پشت سر

پشت سر جهنمه!ـ

رو به رو، رو به رو

قتلگاه آدمه!ـ

این از دیدگاه شاعر، شعری بود با منظور خاص و من به عنوان آهنگ‌ساز باید سعی می‌کردم هم‌گام با شاعر حرکت کنم. موسیقی‌هایی که من می‌ساختم هم دنباله‌روی همین تفکر بودند و بنابراین ایرج و ترانه‌هایش در ساخت آهنگ‌های من تاثیر به سزایی داشته‌اند به گفته‌ی خود ایرج من در برخورد با ترانه‌هایش یک حس خاصی داشتم که این حس درونی باعث می‌شد شعر را راحت‌تر بپذیرم و با آن عجین و هم‌پا شوم و نقطه‌نظرهای شاعر را با موسیقی همراه کنم

ترانه‌های ایرج، جان ِ من و جان ِ ملودی‌های من بود خیلی وقت‌ها پیش می‌آمد که من برای تنها یک بیت ترانه‌یی که ایرج می‌گفت ملودی می‌ساختم و ظرف ساعت‌های بعدی با هم شعر و ملودی را می‌ساختیم مثلا قصه‌ی ترانه‌ی "بن بست" این‌گونه شروع شد:ـ ما در استودیو کاسپین اتاقی داشتیم ظهری را تا غروب با هم گذراندیم ترانه‌ی "بن بست" همان‌جا متولد شد!ـ من ملودی را می‌ساختم و ایرج به وجد آمده ترانه را ادامه ‌می‌داد من ترانه را حس می‌کردم و این باعث قدرتی در درون من می‌شد که آرانجمان ترانه را نیز خودم انجام دادم

به هر کدام از کارهای مشترکم با او که رجوع می‌کنم، یک قصه و لحظات خاصی را به خاطر می‌آورم که این لحظات دلی بودند. عشق دو آدم به یکدیگر، در این بین باید از هنرمندانی یاد کنم که من و ایرج را در رسیدن به مقصد یاری دادند:ـ

واروژان که آرانجمان‌هایش به ترانه و ملودی جان می‌داد، حسی که تجربه‌اش تکرار ناشدنی است

محمد اوشال که نوع موسیقی و آرانجمان‌هایش اعتراضی در خود داشت که با ترانه‌های ایرج تکمیل می‌شد

اسفندیار منفردزاده – قهرمان رویاهای من – که ملودی‌هایش زمزمه‌ی شب‌های تنهایی من و ایرج بود

به امید اتصال این قطرات عشق به یکدیگر و تشکیل دوباره‌ی دریای خروشان عشق و هنر...ـ

بابک بیات

تورنتو – 25 اکتبر 2004ـ

برگرفته از کتاب "مرا به خانه‌ام ببر" – ص 217ـ

لینک اصل مطلب

بخشی اززندگی نامه بابک بیات

بخشی از فیلم شناسی، موسیقی فیلم های بابک بیات همراه با جوایز دریافتی

صدای شاملو وهمراه با موسیقی بابک بیات : سکوت سرشار از ناگفته هاست

بخشی از چیدن سپیده دم هر دو برگرفته از سایت ایران ملودی

شنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۵

Living my life

یکی از موسیقی هایی که به من خیلی انرژی میده متن و ریتم این آهنگ سیلور خانم بلژیکیه، خوب گوش کنید ببینید چی میگه، من اولین بار این آهنگ رو چهار سال پیش که با یکی از همکارام توی کافی رستوران سر خیابون شرکت نشسته بودم شنیدم، از همون موقع یکی از محبوبترین آهنگ های من شد، البته بعد از خوردن غذا رفتم و خواهش کردم سی دی شونو بدن به من که ازش یه کپی بگیرم و ماجرا این چنین آغاز شد که هر موقع از همه چی خسته میشم یکی از چیز هایی که کمک میکنه ازاین فضا خارج بشم گوش کردن به این آهنگه، گفتم واسه شما هم بذارمش با هم گوش بدیم ...ـ
اگر خواستید بیشتر از این خواننده بلژیکی بدونید یه سر بزنید به اینجا
I'm no longer frightened,
No more sleepless nights,
no more bruises on my soul,
Troubles out of sight.
I have no more sorrow,
No more search for light,
Got my train of inner thoughts,
back on the tracks of life.
Livin' my life again,
Livin' my life again,
Swept away by the wind of change,
Taken time to rearrange
Livin' my life again,
Livin' my life again,
Swept away by the wind of change,
Taken time to rearrange
Livin' my life again,
Livin' my life again,
Swept away by the wind of change,
Taken time to rearrange
Livin' my life again,
Livin' my life again,
Swept away by the wind of change,
Taken time to rearrange
I'm no longer frightened,
No more sleepless nights,
no more bruises on my soul,
Troubles out of sight.

یکشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۵

نسل انقلاب و انقلاب موسیــقیـایی ( نگاهی به موسیقی زیر‌زمینی در ایران )ـ

وقتی که حدود سه سال پیش در چنین روزهایی از ماه اکتبر روزنامه کریستین ساینس مانیتور مقاله مفصلی در مورد موزیک زیر‌زمینی در ایران نوشت، با این عنوان کهشما در انتظار یک انقلاب در ایران هستید ؟ خب گروه‌های موزیک زیرزمینی در ایران آن را شروع کرده اند!!ـ کمتر کسی تصور می‌کرد که با این سرعت یعنی تنها پس از گذشت سه سال اولین جشنواره موزیک زیر‌زمینی جوانان ایرانی در همین ماه اکتبر در هلند با حضور گروه‌های راک ، هیپ هاپ، متال و سایرین برگزار شود!ـ هرچند این یک جشنواره با اجرای زنده است، اما پیش از این دوبار در خود ایران هم مسابقه‌ی اینترنتی همین گروه‌های زیرزمینی با گذاشتن کارهای خود بر روی صفحه اینترنتی این مسابقه و گوش کردن کاربران و رای دادن به این کارها قبل از این برگزار شده بود، شاید همین سرعت رشد فعالیت در موسیقی هیپ هاپ، راک و متال در بین جوانان ایرانی که حدود 60 تا 70 درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، است که موجب شده تا هر ساله گزارش‌های بیشتری از این گروه‌ها در رسانه‌های خارجی منعکس شود.نمونه هایی از این گزارشهای مفصل را می توان در روزنامه گاردین و همینطور سایت بی بی سی بین الملل خواند، اما تازه ترین گزارش از اینوع را که تا پیش از این ندیده بودم گزارش تلویزیونی از گروه‌های زیرزمینی در ایران بود که توسط شبکه آرته چند شب پیش پخش شد، این شبکه از آن شبکه‌های ویژه علمی، فرهنگی، هنری است که به طور مشترک توسط آلمان و فرانسه اداره می‌شود، در واقع شاید به توان گفت این تغییر و تحولات در ایران با محدودیتها و سانسورهای رسمی، دولتی و مذهبی آنهم با این سرعت ، بیش از حد تصور خبرنگاران و گزارشگران خارجی بوده است که به توانند از آن چشم پوشی کنند و از همین رو در آینده نیز به احتمال زیاد گزارشهای بیشتری از این دست خواهیم خواند و خواهیم دید
حالا که تا اینجا پیش آمدیم بد نیست ببینیم اصولا این موسیقی زیر زمینی یعنی چه ؟ـ در سایت خانه موسیقی ایران در تعریف این نوع موسیقی آمده است:ـ
موسيقی زيرزمينی يا متقابل مجموعه اي از سبك هاي موسيقی است كه در زمان توليد مورد توجه تهیه کنندگان و ناشران قرار نمی‌گیرند و اغلب نیز با سبک زندگی و ارزشهای طبقه متوسط دنیای سرمایه داری در تضاد است، این سبکهای موسیقی بطور معمول پس از آنکه توسط افراد و شرکتهای مستقل کوچک به عموم مردم عرصه می شوند، از سوی جامعه و همینطور طبقه متوسط مورد پذیرش قرار می گیرند و شرکتهای مهم ضبط و پخش مو سیقی روی به عرضه گسترده آن آثار می‌آورند، آن دسته از ویژگیهای فرهنگ موسیقی های زیرزمینی که از سوی رسانه‌های گروهی مورد توجه قرار می گیرد مربوط به خود هنرمندان این سبک هاست که از نسل بیتل ها به بعد عمده هنرمندان و مخاطبان آنها به استفاده از واژه‌های نامطلوب و استفاده از مواد مخدر شهرت داشته‌اند،این شهرت باعث شده تا ارزش‌های موسیقیایی و جامعه شناختی این گروه ها نادیده گرفته شود و وقتی در رابطه با این موضوع به ایران نگاه کنیم، می بینیم که اوضاع از این هم پیچیده تر می‌شود ...ـ در صورت علاقه باقی مطلب را از اینجا بخوانید
در ادامه به دسته بندی گروهای رپ و هیپ هاپ موجود در ایران و خارج از ایران که شناخته شده تر هستند می پردازیم که توسط سردبیر سایت زیرزمین آقای نصیر مشکوری نوشته شده است، این سایت در واقع هم اکنون یکی از مهمترین مراکز اینترنتی این گروه‌های ایرانی است
ادعا نمی‌کنم که سرانجام این موج موسیقیایی تحولی اساسی در فرهنگ ما به‌وجود خواهد آورد، به هیچ وجه، برعکس، حتی خبری هم از نوعی آگاهی اجتماعی جدید در آن دیده نمی‌شود. رپ در ایران تا امروز فقط وسیله‌ای برای ابراز بیگانگی و تقابل بعضی جوانان ما با فرهنگ حاکم بوده، و ظرفیت ایجاد تغییرهای اساسی اجتماعی را به‌هیچوجه از خود نشان نداده ولی شاید بتواند موفق به ایجاد نوعی شاخه فرهنگی شود که یک بینش کم‌تظاهر‌تر و واقعی‌تری را عرضه می‌کنند.به عقیده من، چهار گروه متفاوت در صحنه هیپ‌هاپ ما دیده می‌شوند:ـ
الف. افراد یا گروه‌هایی که از روش خشن و تهاجمی خاص «گانگستا/رپ» استفاده می‌کنند. من نام اینان را «رپرهای خیابانی» گذاشته‌ام، چرا که برای بیان درک خود از زبان کوچه وخیابان سود می‌برند، و از رکیک بودن افکار و طرزبیان خود نیز ابایی ندارند. حتی گاهی اوقات، نوعی جنسیت زیادی مردانه و اغراق‌آمیز در آن دیده می‌شود، که همین هم باعث می‌شود که من از کل این ژانر دلزده و مایوس شوم. در واقع قسمتی از وجودم از اینکه این ژانر می‌تواند بی‌پرده به بیان جزییاتی بپردازد که در جامعه ما همیشه تابو بوده، خوشحال است، ولی تحمل مداحی در باب مواد مخدر و توهین‌های زشت به زنان را هم ندارم
ولی سؤال اینجاست:ـ ما از هنر چه انتظاری داریم؟ـ جواب من اینست که ما از هنر می‌خواهیم که آزاد باشد. خوبست که همه شخصیت هنرمند، یعنی تمام علایق و افکار و ترس‌ها و هوس‌هایش را، بتوان به طرزی سه‌بُعدی مشاهده کرد، تا بهتر متوجه واقعیت وجودی آن در زمان و فضای آن باشیم که در نهایت ما را در درک خودمان و محیطمان یاری خواهد کرد. منظور از هنر ایجاد سراب اجتماعی، یعنی دروغ‌هایی هنرمندانه، که جامعه را بر طبق آرزوهای ما ترسیم ‌کند، نیست. بهتر اینکه هنرمند را آزاد بگذاریم تا خود واقعی‌اش را به ما معرفی کند. در ضمن، بیایید خودمان حساب خوب و بد و درست و غلط را از دست ندهیم. هرکسی دوست دارد افکار خودرا با آزادی بیان کند، ولی ما هم، بعنوان افرادی که در مجموع جامعه را تشکیل می‌دهیم، این حق را داریم -- و در حقیقت این وظیفه را به‌دوش می‌کشیم -- که درست را از غلط تمیز دهیم و هر عقیده‌ای را که می‌شنویم بی تعمق قبول نکنیم
مهم‌ترین و تاثیرگذار‌ترین هنرمندان ما در این شاخه هیپ‌هاپ، «زد بازی»،«پیشرو»،«تهی»،«ابلیس»، و «هیچ‌کس» هستند گروه هیچ‌کس، بدون تردید، خلاق‌ترین و مستقل‌ترین هنرمند در هیپ‌هاپ ماست. من اعتقاد دارم که ترکیب موسیقی او با فرهنگ خیابانی ما مستقل از شاخه‌های سیاه‌پوستی این ژانر صورت گرفته است. اشعار او، موسیقی او، ضرب‌هایی که استفاده می‌کند، و صدای او، مجموعه‌ای خلاقانه را تشکیل می‌دهد، و در ضمن بیان بی‌پروایی‌ست از زندگی شخصی‌اش. او یکی از پیشگامان «رپ خیابانی» است که خوشبختانه به مسئولیت‌های اجتماعی خود به‌عنوان یک هنرمند محبوب و مورد تحسین جوانان واقف است. او از تمام هنرمندان ما بیشتر به نبض جریانات خیابان‌ها آشناست. او صدای خاموش‌نشدنی یک نسل فراموش‌شده است
ب. دومین گروه رپرهای ما خیلی دست‌به‌عصاتر و با انضباط ترهستند و افکار و رفتارشان هم با معیار‌های اجتماعی همخوانی بیشتری دارد. در این گروه به اسم‌هایی از قبیل «ام-زیپر»، «هارنیک»، «تروت اسپیریت» (روح حقیقت)، و «سالومه» برخورد می‌کنیم. این‌ها مخاطب‌های بیشتری را دربر می‌گیرند و این قابلیت را دارند که تصویر مثبت‌تر و امیدوارانه‌تری را از نسل خود ترسیم کنند، و حتی شاید بتوانند معیارهای فرهنگی را نیز در جهت بارورتری یاری کنند
پ. بعد می‌رسیم به رپرهایی که بیشتر در صدد محبوبیت خود و استفاده‌های اقتصادی از این موسیقی هستند. نهایتا آهنگ‌های این افراد در مسیر رایج جامعه واقع می‌شود و تلاش نمی‌کند چیزی ورای سرگرمی ارایه دهد. دو تن از این افراد «شاهکار بینش‌پژوه» و «فا-تریتوری» هستند
ت. در نهایت، می‌رسیم به رپرهایی که در خارج از ایران فعالیت می‌کنند. این‌ها در دنیای هنری خاص خودشان زندگی می‌کنند که ربط مستقیمی به واقعیت‌های جامعه در ایران ندارد. بعضی از این دوستان با استعداد «عرفان»، «داد»، «پرینس-پ» (شاهزاده-پ)، پرژین پرینس» (شاهزاده ایرانی)، «فارض»، و «دیو» هستند
معتقدم که موسیقی رپ راه خوبی برای ابراز وجود در برابر نسلی قرار داده که احساس می‌کند در موقعیتی گیرافتاده که زندگی روزمره‌اش را تحت تأثیر خود گرفته است. رپ قدرت و صراحت لهجه‌ای دارد که می‌تواند دغدغه‌های شخصی گروه‌های مختلف جامعه را بیان کند و شرح دهد. با بیشتر شدن مخاطب این موسیقی شاید نیاز به تغییرات اجتماعی نیز به‌وجود بیاید
متن کامل نظرات آقای مشکوری را از اینجا بخوانید، در ادامه پیوند بعضی از مطالب مرتبط را برای دوستانی که علاقه‌مند به مطالعه بیشتری در این زمینه هستند می‌آورم
بعضی از سایتها مرتبط که می‌توانید بخشی از موسیقی زیر زمینی ایران را گوش کنید
Free counter and web stats